شاپرک 11 ماهه من

دختر یازده مامان هزار ماشالله واسه خودش خانومی شده.
26/8/93 : برای اولین بار یک قدم برداشت. (10 ماه و 5 روزگی)
29/8/93 : چهار قدم برداشت .
الان خیلی بهتر می تونه راه بره. حدودا تا 10 قدم راه میره . میفته رو زمین. دوباره پا میشه راه میره.
چهار تا دندون داره و اولین دندونش رو 28/8/93 در اورد (10 ماه و 4 روزگی)
بیش از حد بابایی شده. روز به روزم داره شدید تر میشه. حتی اگه امید دستشویی هم بره دنبالش راه میفته و میزنه به در تا بیاد.
اگه امید کس دیگه ای رو بغل کنه سریع دست و پا میزنه که منو بغل کن.
اگه امید بره بیرون و اونو نبره حسابی گریه می کنه.
درکش نسبت به وسایل ریز دور رو برش بیشتر شده. اول خوب بررسی می کنه که ببینه خوردنیه یا نه و غیر خوردنی ها رو کم پیش میاد بخوره.
اگه یه کار خنده داری کنه و ما بخوایم به کسی نشونش بدیم متوجه میشه و عکس العمل طرف مقابل رو نگاه می کنه.
کنترل تی وی رو بر میداره و رو دکمه هاش میزنه و عکس العملش روی تی وی رو نگاه می کنه .
جوراب و کفش رو سمت پاهاش میبره و همچنین شونه و گیر مو رو تو موهاش میبره. انکار داره میبنده.
حلقه های برج هوش رو فقط در میاره از جاش.
شعر چشم چشم دو ابرو رو واسش می خونیم. دستشو میبره سمت چشم و دماغ و دهن.
اگه آهنگ شاد باشه با شونه هاش خودشو تکون میده و میرقصه.
عاشق تبلیغ بسته های بی بی انیشتن و نقاشی سنا از شبکه پرشین تونه.
کارتون باب اسفنجی رو خیلی دوست داره.
برای دو سه بار تونسته به خواهرش بگه " آواوا " یعنی آوینا
من و امید رو هم میگه " ماماما " و " بابابا "
.........
خدا جونم ازت ممنونم.
















شاپرک 11 ماهه من 
